تبلیغات متنی
خلاصه داستان: هدف از اجرای عدالت آن است که جرم مجرمین ثابت گردد و بیگناهان آزاد گردند منتهی با مشکلی مواجه هستیم که هر دو طرف میخواهند برنده باشند ما میخواهیم برنده باشیم علیرغم حقایق میخواهیم برنده باشیم و علیرغم عدالت مایلیم پیروز بشیم موفقیت برای ما همه چیزه…
و عدالت برای همه…!
خلاصه داستان: بی عاطفه که باشی، هیچی واسه از دست دادن نداری…
خلاصه داستان: مردی میان سال، عاشق دختری جوان می شود؛ عشقی که او را به تاریکی فرا می خواند.
خلاصه داستان: محبوبه و ایرج، بههمراه دو فرزندشان پروانه و پرهام، پس از سالها کار و پسانداز سرانجام خانهای برای خرید پیدا میکنند؛ خانهای که رازهای بسیاری را فاش میکند.
خلاصه داستان: وقتی که فکر میکنی همه چیز تمام شد، تازه آغاز می شود ….
خلاصه داستان: بازی خطرناک روابط پنهانی قدرت، در دل شهری آرام.
خلاصه داستان:
منصور پس از شکست های مالی و بحران های خانوادگی، در مقطعی از زندگی باید تصمیمی سخت و غیر اخلاقی بگیرد تا نجات پیدا کند؛ انتخاب های تازه، روابط پیچیده و ماجراهایی پیش بینی نشده، مسیر زندگی منصور را به کلی تغییر می دهد.
خلاصه داستان: يه روزی همهمون با هم بیحساب ميشيم…
خلاصه داستان:
دختر یک خانواده اعیان طهران قدیم با نام «محبوبه» است که عاشق شاگرد نجاری محله شان می شود. او خواستگارهایش را رد می کند و در برابر خانواده اش می ایستد تا آنها این عشق را به رسمیت بشناسند و به ازدواج او با رحیم رضایت دهند. غافل از اینکه چرخ گردون روزگار گاهی بر وفق مراد نمی چرخد.
خلاصه داستان: نسرین، دادیاری که همسرش را از دست داده، در جست وجوی زندگی تازه است، اما مخالفت پسرش و رخدادهای پیش بینی نشده او را میان عشق مادری و مسئولیت شغلی به چالش می کشد.
خلاصه داستان: کامیار، پسر فرهاد کاویان که به تازگی به ایران بازگشته و مسئولیت کارهای شرکت پدر و نامادری اش سیمین را برعهده دارد، طی قمار خطرناکی با چالش هایی مواجه می شود که پای او را به زندگی شکوه و دختر در آستانه ازدواجش آوا باز می کند.
خلاصه داستان: فرار کردم یادم بره، از یاد همه رفتم…
خلاصه داستان:
میرعطاخانِ سرهنگ که یک افسر قره سوران است و از راه به دام انداختن راهزنان زندگی اش را می گذراند به همراه اعضای خانواده ی نظامی اش برای انجام ماموریتی مهم به یک شکارگاه نفرین شده می روند!…
خلاصه داستان: آدمها باید جوری زندگی کنند که هر لحظه آماده ملاقات با اجل باشند…
خلاصه داستان: این دست اراذل اوباشه یا کارگره؟!
خلاصه داستان: قنبر و صنم است که در با چالشهای تازهای در زندگی مشترکشان دست و پنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان:
پس از آنکه یک پلیس سابق ایرانی درگیر یک اتفاق ناگوار خانوادگی میشود، برای کشف علت اصلی این ماجرا به ترکیه سفر میکند. اما خیلی زود پای باندهای قاچاق مواد مخدر و تبهکاران بینالمللی به ماجرا کشیده میشود و…
خلاصه داستان: مسیح در شب عروسی خود به رازی از زندگی خواهرش پی میبرد که سرنوشت او را دستخوش تغییراتی میکند.
خلاصه داستان:
جان سخت قصه دوستانی را روایت میکند که برای کنار هم ماندن از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند و بحرانی در پیش است که روزهای خوب را تغییر می دهد …
خلاصه داستان: باران و نیما در شب عروسیشان با آزادی خلافکار سابقهداری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانوادههایشان میشود.